یلدا

يلدا يعني :

 

 

 يادمان باشدکه زندگي آنقدر کوتاه است

 

 

 که يک دقيقه بيشتر با هم بودن را بايد

 

 

جشن گرفت

 

 


يلدايتان مبارک.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

 

 

 

بدون تو

نه به دیروزهایی که بودی فکر می کنم ؛

 



و نه به فرداهایی که “شاید” بیایی !

 



می خواهم زندگی کنم  ….

 

 



 دیگر بدون تو......

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برای مژده ی عزیزم

دلم کسی را میخواهد،کسی که از جنس خودم باشد...

 

 

دلش شیشه ای...

 

 

گونه هایش بارانی...

 

 

دستانش کمی سرد...

 

 

نگاهش ستاره باران باشد...

 

 

دلم یک ساده دل می خواهد...!!!

 

 

میخواهم گاهی دردم را درمان باشد...

 

 

 چشمانش پر از باران باشد...

 

 

 

 

و او تویی.....

 

 

 

 

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

 

کاش میشد..................

 
می خواهم برگردم به روزهای کودکی
 
آن زمان ها که
 
پدر تنها قهرمان بود
 
عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه
 
 
 میشد
 
بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر
 
بــود
 
بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم
 
 
 بودند
 
تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند.
 
 
تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم
 
 بـود
 
و معنای خداحافـظ، تا فردا بود
 
 
 
 
 
 
 
 
براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد
 
 

خواهش اولین وآخرین بار

 

به خوابم نیا

 

خواهش !!!!!!!!!!!!!

 

نمی دانی

 

ثانیه ای شبانه می آیی

 

 

 ولی تمام ساعت های روز هفته ام را میگیری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

انتظار

آدمی که منتظر است هیچ نشانه ای

 

ندارد


هیچ نشانه خاصی!


فقط با هر صدایی برمیگردد ......

 

 

 

 

 

 

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

 

 

 


 

...............

وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکست


عهد و پیمانی که روزی با دلت بستم شکست

 

 

ناگهان- دریا! تو را دیدم حواسم پرت شد


کوزه ام بی اختیار افتاد از دستم شکست

 

 

در دلم فریاد زد فرهاد و کوهستان شنید


هی صدا در کوه،هی "من عاشقت هستم" شکست

 

 

بعد ِ تو آیینه های شعر سنگم میزنند


دل به هر آیینه،هر آیینه ایی بستم شکست

 

 

عشق زانو زد غرور گام هایم خرد شد


قامتم وقتی به اندوه تو پیوستم شکست

 

 

وقتی از چشم تو افتادم نمیدانم چه شد


پیش رویت آنچه را یک عمر نشکستم شکست …

 

 

 

پرواز

 

پرواز می­کنم،

 

 به پشت ابرها.

 

 خورشید را خواهم دید،

 

گرم خواهم شد،

 

پرواز را یادم هست.

 

نه بالم شکسته بود،

 

نه پایم در بند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

روزگار تلخ

این روزها تلخیه زندگی  را بیشتر احساس میکنم تا

 

تلخی شکلاتی که در دهان دارم

 

هر روزم تلخ تر از دیروز است

 

و تو چه میدانی که در روزهای تلخ زندگیم

 

 هنوز هم شیرین بودن زندگی تو را آرزو میکنم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جقدر........

چقــدر باید بگذرد؟؟



تا مـن



در مـرور خـاطراتم



وقتی از کنار تــو رد می شوم.



تنـــم نلــرزد…..



بغضــم نگیــرد…

 

 

 

 

 

 

 

            

مستقیم

 

 

 

در اَشکال ، خط مستقیم از هر شکلی به حقیقت نزدیک تر است ،

 

چون بی انتهاست !

 

به آخرش مطمئنن نخواهم رسید ....

 

مطمئنن !

 

پس چرا می روم ؟

 

چرا ؟

 

چون رسالتم در رفتن است.

 

چه در سطح

 

چه در ارتفاع .

 

در سطح با دل و در ارتفاع با ذهن .

 

به دنبال چه ؟

 

درختان می گویند بهار

 

پرندگان می گویند ، لانه

 

سنگ ها می گویند صبر

 

و خاک ها می گویند مصاحب

 

و انسان ها می گویند «خوشبختی»

 

امّا همه ی ما در یک چیز شبیهیم ،

 

در طلب نور !

 

ما نه درختیم

 

و نه خاک .

 

پس خوشبختی را با علم به همه ی ضعف هامان در تشخیص ،

 

باید در حریم خودمان جستجو کنیم ،

 

خوشبختی ای که کلمه نیست !

 

زیرا طَلَبش ، قبل از کشف کلمه ،

 

همراه انسان متولّد شده است .....

 

 

سوی تو

 

با تو


بی تو


همسفر سایه خویشم

 

وبه سوی بی سوی تو می آیم

 

معلومی چون ریگ


مجهولی چون راز


معلوم دلی و

 

مجهول چشم  ....


من رنگ پیراهن دخترم را به گلهای یاد تو سپرده ام


و کفشهای زنم را در راه تو از یاد برده ام


ای همه من !


کاکل زرتشت!


سایه بان مسیح !

 

به سردترین ها


مرا به سردترین ها برسان .....

 

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

 

 

 

 

آسمان

 

کیست ؟

 

کجاست ؟

 

ای آسمان بزرگ

 

در زیر بال های خسته ام

 

چقدر کوچک بودی تو

 

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

 

فرقی نمی کنه

فرقی نمی کنه !


گاهی وقتا ، هیچی با هیچی فرقی نمی کنه !


شب باشه ، یا روز !


زمستون باشه ، یا تابستون !


چای بخوری ، یا یه کوفت دیگه !


ضبط مسخره ات اینوره تلویزیون مسخره ات باشه،


یا اون ورش !

 


یساری بخونه یا گروه پینگ فولاید !


پرده پنجره کشیده باشه یا نباشه !


سیگار بکشی ، یا نکشی !


دوستانت پیشت باشن ، یا نباشن !


خوش بوکننده ی هوا سرت رو به درد آورده باشه ، یا نیاورده باشه !


جواب سلام صاحب خونه رو با لبخند بدی ، یا بی لبخند !


اجلاسیه سازمان ملل


راه حلی برای آتش بس در افغانستان پیدا کرده باشه ،


یا نه !
افغانستان بدبخت باشه ، یا خوش بخت !


زنای افغانی زن باشن ، یا کابوس !


سیگارت زَر باشه ، یا مالبرو !


تو رسانه ها و مطبوعات دیگران رو بکوبی ، یا نکوبی !


هر چه زور بزنی یادت بیاد ، یا یادت نیاد !


تیغ رو صورتت باشه ، یا صورتت زیر تیغ . . .


آره !


فرقی نمی کنه !


گاهی وقتا ، هیچی با هیچی فرقی نمی کنه !


خواب باشی ، یا خواب نباشی !


شاعر باشی ، یا کـِـش !


هُنرمند باشی ، یا مُنرهند !


پولت از پارو بالا بره ، یا پاروت از پول !


عاشق باشی یا کیف قاپ !


آواز بخونی ، یا گریه کنی !


عمود ایستاده باشی ، یا افقی ُ وارفته !


تلفن یه زنگ بزنه ، یا پنج زنگ !


گوشی رو برداری ، یا برنداری !


شامت نون ُ پیازچه باشه ، یا پیازچه ُ نون !


اصلن زنده باشی ، یا مـُرده !


آره ! فرقی نمی کنه !


گاهی وقتا ، هیچی با هیچی فرقی نمی کنه !


همین حالا ! چند ساعت دیگه !


امروز ! فردا !


عوارض اتوبان !


زمستونای بی برف !


برفای بی کلاغ !


کلاغای بی چنار !


شاعرای بی شعر !


سکته ی دوم !


اضطراب !


وقتی که تو تلویزیون بعضی پروژه ها ،


مثل تخته آوازی یه کشتی شکسته تو بغل یه غریق می افته !


لیست اسامی مـُرده هایی که میشناختم و نمی شناختم !


حالا یا هرگز !


لیست قشون آغا محمد خان قاجار وقتی به تبریز حمله کرد !


لیست ِ وحشت های استالین !


لیست ِ خواب های سربازای عیال وار !


آره ! فرقی نمی کنه !


گاهی وقتا ، هیچی با هیچی فرقی نمی کنه !


.... خُب داره دیرم می شه !
باید برم !

 


در که بسته شد ،


دیگه فرقی نداره


فاصله ات با من صد متره ، یا صد قرن !


وقتی نمی بینمت ،


چشمام باشن ، یا نباشن !


وقتی نیستی دیگه ،


برام هیچی با هیچی فرقی نمی کنه !


شعرم شعر باشه یا مـِـعر !


آره !


اینجوریه که اون جوری می شه !


نی نی !


مگه نه ؟!